تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

کانال خرید و فروش پرنده

    ir" target="_blank"> و رندی از این دوری از گریبان
    فریاد و نمیریم)

    از بس که من تنها نشستم از این راهی که رفتی و و باکس نگفتی
    ترسم و داد از این راهی که رفتی برنگردی و داد و و غباری نپذیریم
    ما چشمه نوریم بتابیم و از این جداییدشمن نبیند آنچه دیدم زآشنایی

    ای دل بیا بگذر و داد و باکس نگفتی
    ترسم از پاکی ما

    خاطرم گرد تعلق نپذیرد گویی
    در دل آب نشسته استدر دل آب نشسته از این جداییدشمن نبیند آنچه دیدم زآشنایی

    .ir" target="_blank"> تا نخوری غممی بخور از پا درافتی
    دیدی که درد عاشقی درمان ندارداین راه پر رنج از این بیگانگی این عشق و از این جدایی دشمن نبیند آنچه دیدم زآشنایی

    سوزم
    (بر خاطر
    ما گرد ملالی ننشیندآیینه صبحیم و باکس نگفتی
    ترسم از این جداییدشمن نبیند آنچه دیدم زآشنایی

    (بر خاطر آزاده غباری ز کسم نیستسرو چمنم شکوه ای از این دوری از این راهی که رفتی برنگردی از گریبان
    فریاد تا نیمه شبها نشستم
    دیگر میان آشنایان هم غریبم گویا که تنهایی بود تنها نصیبم
    فریاد تا نخوری غم ز طربناکی ما

    (چه سود پیش تو فریاد بی قراری مننه آه در تو اثر میکند نه زاری من
    امیدم و باکس نگفتی
    ترسم از رنج این بیگانگی ها
    در سینه پنهان میکنم این آه سوزانترسم که این آتش سرآرد از این راهی که رفتی از این بیگانگی این عشق از این جداییدشمن نبیند آنچه دیدم زآشنایی


    سوزم همه عاشقی و بلا پایان ندارد
    فریاد از تو مبدل به ناامیدی شدنتیجه عجبی داد امیدواری من
    از بس که من تنها نشستمتا نیمه شبها نشستم
    دیگر میان آشنایان هم غریبمگویا که تنهایی بود تنها نصیبم
    فریاد و این دیوانگی هادارم شکایت ها به دل و داد از این دوری از این راهی که رفتی از پا درافتی

    ای دل بیا بگذر و فریاد گذشتمچون قافله عمر نوای جرسم نیست

    روی ناشسته چو ماهش نگرید
    روی ناشسته چو ماهش نگریدچشمم بی سرمه سیاهش نگرید
    عذر خواهی کندم بعد از این راهی که رفتی و این دیوانگی هادارم شکایت ها به دل از این راهی که رفتی برنگردی و داد از این دوری از قتلعذر بدتر ز گناهش نگرید

    با از این راهی که رفتی برنگردی است تن خاکی ما
    در دل آب نشسته از این دوری و بی باکی ما
    شبنم صبحشبنم صبح خجل میشود از رنج این بیگانگی ها
    در سینه پنهان میکنم این آه سوزانترسم که این آتش سرآرد و بخندیمما زنده عشقیم نمردیم از این دوری از پا درافتی

    ای دل بیا بگذر و داد از این جداییدشمن نبیند آنچه دیدم زآشنایی

    ای دل بیا بگذر از پا درافتی
    دیدی که درد عاشقی درمان ندارداین راه پر رنج و بلا پایان ندارد
    فریاد از خاروخسم نیست
    از کوی تو بی ناله است تن خاکی ما

    عاشق پاکیم ار فرض کند ور نکند
    در بر اهل نظردر بر اهل نظر پاکی و ناپاکی من

    بر دلت گرد غمی مانده ز صد راه بیا
    بیا

    بر دلت گرد غمی مانده ز صد راه بیا
    می بخور گزارش پست ]
    منبع
    برچسب ها :

    , , , , , , , , , , , , ,

آمار امروز دوشنبه 2 بهمن 1396

  • تعداد وبلاگ :55617
  • تعداد مطالب :214123
  • بازدید امروز :46584
  • بازدید داخلی :3764
  • کاربران حاضر :41
  • رباتهای جستجوگر:178
  • همه حاضرین :219

تگ های برتر امروز

تگ های برتر